به به دوستان عزیز
می بینم که اگه من احواله شما رو نپرسم یادی از ما نمی کنین؟؟؟
البته بعضیا حق دارن چون با هم امتحان داشتیم. امتحانارم که آباد کردیمو دیگه ...
بد جوری داغونم دارم از فرط دپرسی می ترکم. از یه طرف .... از طرف دیگه .... نمی دونم چی کار کنم
سر جلسه امتحان با اینکه همه چیو بلدم نمی تونم بنویسم می خوام سریع بزنم بیرون. میخوام حرفه دلمو بنویسم. میخوام بگم ...

+ نوشته شده توسط فرایزد در سه شنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت
17:23 |


